عبدالله مستوفى
61
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
دول صغار همجوار ما هم سعى و تلاشى براى اتصال بدول قوىتر و نيرومندتر نكرده ، بلكه آن روزى كه شما اين قرارداد را با دولت انگليس مىبستيد ، هيچيك برسميت هم نشناخته شده بودند . حتى يكى هم از آنها « افغانستان » خود را از تحت قيموميت صد سالهء انگليس خلاص كرده ، و تمايل آن دولت در همپيمانى با دولت بلشويك روس نيز موضوعى است ، كه تازه پيشامده و شايد به زودى هم از بين برود و در تاريخى كه شما اين قرارداد را ميبستيد ، نه شما ، بلكه انگليسها هم اين پيشآمد را پيشبينى نميكردند . در اين صورت ، تمنا ميكنيم مشكلات محتمل الوقوع را براى ما تفسير و بما بفهمانيد : خطر مملكت را از چه راه تصور ميفرموديد ؟ آيا قوت و قدرت دولتهاى آذربايجان ، ارمنستان و تركستان را كه در آن وقت برسميت هم شناخته نشده بودند ، زيادتر از دولت روس ميدانستيد ؟ يا از طرف دولت افغانستان كه تازه از جنگ خلاص شده و شايد باميد همكيشان خود با دولت انگليس بهم زده بود ، وحشتى داشتيد ؟ تمام دلخوشى اهالى اين مملكت بعد از آن همه خانه خرابىها و زحمات اين جنگ عالمسوز ، اين بود كه از شر دولت بد مسلك ، بد همسايهء خشن روسيهء قديم خلاص ، و با دول صغار كموسعت ، كمجمعيت ، همنژاد ، همكيش همجوار شدهاند . و شما همين مزيت و همين اتفاق مساعد را كه شايد هزار سال ديگر براى ايرانىها رخ ندهد وسيلهء ايرانكشى خود قرار داده ، سهلست آن قدر كودن هستيد يا مردم را جاهل فرض مىكنيد كه در بيانيهء خود با عبارات مقرمط هم مرقوم ميفرمائيد . مينويسيد : « بالجمله ، بطورى كه در فوق ذكر شد احتياج مملكت از حيث توسل بكمكهاى فنى و مالى خارجى محل شبهه و ترديد نبود . فقط سخن در اينجا بود كه اين كمكهاى فنى و مالى ضرورى از كدام منبع خارجى تحصيل شود ، كه شرايط اصلى ممكن - بودن و عملى بودن را دارا بوده و موفقيت آن باستقلال مملكت مشكوك نباشد . » ما عدم احتياج دولت ايران را بكمك فنى ، و همچنين محتاج نبودن آن را بكمك مالى ، براى مصارف عادى دولتى در جاهاى خود ، با برهان ثابت كرده ، و براى شاهد اين مدعا كابينههاى قبل از شما را نشان داده ، كرارا نوشتهايم كه آنها با وجود قحطى و ناخوشى مملكت را با درآمد خود مملكت اداره ميكردهاند . اگر بگوئيد قواى تأمينيه ، قبل از رياست شما بيش از سه هزار نفر نبود ، و حاليه بشش هزار نفر بالغ شده است ، بشما ميگويم كه دورهاى هم بود كه قواى ژاندارمرى ايران بهيجده هزار نفر رسيده ، و بختيارىها هم حقوق دو سه هزار سوار از دولت ميگرفتند و با وجود اين مملكت تقريبا با عايدى خود اداره ميشد . و هرگاه بفرمائيد در آتيه خيال داريم سى هزار قشون بگيريم ، جوابش اينست كه دولت هميشه به قدر مخارج اين سى هزار قشون به مصرف محلى سرباز و افواج حاضر خدمت و چريك و قراسوران و سوار حكومتى مىرساند . باور نداريد ؟ به حساب يكسالهء اين مصارف مراجعه نمائيد ، تا مطلب به خوبى بر خود شما هم واضع شود ، و مسلما هرقدر از اين قشون منظم را كه عجالة در عالم خيال است تحت سلاح بياوريد ، به همان اندازه بايد از اين مخارج بيهوده بكاهيد .